پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۱

آتش عشق آب کارم برد

هوس روی او قرارم برد

روزگاری به بوی او بودم

روی ننمود و روزگارم برد

عشق تا در میان کشید مرا

از بد و نیک برکنارم برد

مست بودم که عشق کیسه شکاف

نیم‌شب نقد اختیارم برد

دردییی بر کفم نهاد به زور

سوی بازار دردخوارم برد

چون دلم مست شد ز دردی او

همچنان مست زیر دارم برد

من ز من دور مانده در پی دل

بار دیگر به کوی یارم برد

نعره برداشتم به بوی وصال

آتش غیرت آب کارم برد

چون بماندم به هجر روزی چند

باز در بند انتظارم برد

چون ز هستی مرا خمار گرفت

نیستی آمد و خمارم برد

چون شدم نیست پیش آن خورشید

همچو عطار ذره‌وارم برد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۳نام وصلش به زبان نتوان برد
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۴درد من از عشق تو درمان نبرد
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۵هرچه نشان کنی تویی، راه نشان نمی‌برد
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۶دم عیسی است که با باد سحر می‌گذرد
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۷از کمان ابروش چون تیر مژگان بگذرد
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۸هر دل که وصال تو طلب کرد
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۹چون شراب عشق در دل کار کرد
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۰بس نظر تیز که تقدیر کرد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.