پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۱

دل درد تو یادگار دارد

جان عشق تو غمگسار دارد

تا عشق تو در میان جان است

جان از دو جهان کنار دارد

تا خورد دلم شراب عشقت

سرگشتگی خمار دارد

مسکین دل من چو نزد تو نیست

در کوی تو خود چکار دارد

راز تو نهان چگونه دارم

کاشکم همه آشکار دارد

چندین غم بی نهایت از تو

عطار ز روزگار دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۳فرو رفتم به دریایی که نه پای و نه سر دارد
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۴هر که بر روی او نظر دارد
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۵لب تو مردمیّ دیده دارد
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۶بر در حق هر که کار و بار ندارد
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۷زین درد کسی خبر ندارد
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۸دلی کز عشق جانان جان ندارد
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۹اگر درمان کنم امکان ندارد
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۰بار دگر پیر ما رخت به خمار برد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.