پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۰

صبح بر شب شتاب می‌آرد

شب سر اندر نقاب می‌آرد

گریهٔ شمع وقت خندهٔ صبح

مست را در عذاب می‌آرد

ساقیا آب لعل ده که دلم

ساعتی سر به آب می‌آرد

خیز و خون سیاوش آر که صبح

تیغ افراسیاب می‌آرد

خیز ای مطرب و بخوان غزلی

هین که زهره رباب می‌آرد

صبحدم چون سماع گوش کنی

دیده را سخت خواب می‌آرد

مطرب ما رباب می‌سازد

ساقی ما شراب می‌آرد

همه اسباب عیش هست ولیک

مرگ تیغ از قراب می‌آرد

عالمی عیش با اجل هیچ است

این سخن را که تاب می‌آرد

ای دریغا که گر درنگ کنم

عمر بر من شتاب می‌آرد

در غم مرگ بی‌نمک عطار

از دل خود کباب می‌آرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۲سر زلف تو بوی گلزار دارد
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۳فرو رفتم به دریایی که نه پای و نه سر دارد
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۴هر که بر روی او نظر دارد
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۵لب تو مردمیّ دیده دارد
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۶بر در حق هر که کار و بار ندارد
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۷زین درد کسی خبر ندارد
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۸دلی کز عشق جانان جان ندارد
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۹اگر درمان کنم امکان ندارد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.