پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۹

خطی کان سرو بالا می‌درآرد

برای کشتن ما می‌درآرد

به زیبایی گل سرخش به انصاف

خطی سرسبز زیبا می‌درآرد

بگرد روی همچون ماه گویی

هلالی عنبرآسا می‌درآرد

پری رویا کنون منشور حسنت

ز خط سبز طغرا می‌درآرد

ازین پس با تو رنگم در نگیرد

که لعلت رنگ مینا می‌درآرد

هر آن رنگی که پنهان می‌سرشتی

کنون روی تو پیدا می‌درآرد

هر آن کشتی که من بر خشک راندم

کنون چشمم به دریا می‌درآرد

به ترکی هندوی زلف تو هر دم

دلی دیگر ز یغما می‌درآرد

سر زلفت که جان ها دخل دارد

چنین دخلی به تنها می‌درآرد

ولی بر پشتی روی چو ماهت

بسا کس را که از پا می‌درآرد

فرید از دست زلفت کی برد سر

که زلفت سر به غوغا می‌درآرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۱دل درد تو یادگار دارد
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۲سر زلف تو بوی گلزار دارد
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۳فرو رفتم به دریایی که نه پای و نه سر دارد
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۴هر که بر روی او نظر دارد
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۵لب تو مردمیّ دیده دارد
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۶بر در حق هر که کار و بار ندارد
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۷زین درد کسی خبر ندارد
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۸دلی کز عشق جانان جان ندارد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.