پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۶

زلف تو مرا بند دل و غارت جان کرد

عشق تو مرا رانده به گرد دو جهان کرد

گویی که بلا با سر زلف تو قرین بود

گویی که قضا با غم عشق تو قران کرد

اندر طلب زلف تو عمری دل من رفت

چون یافت ره زلف تو یک حلقه نشان کرد

وقت سحری باد درآمد ز پس و پیش

وان حلقه ز چشم من سرگشته نهان کرد

چون حلقهٔ زلف تو نهان گشت دلم برد

چون برد دلم آمد و آهنگ به جان کرد

جان نیز به سودای سر زلف تو برخاست

پیش آمد و عمری چو دلم در سر آن کرد

ناگه سر مویی ز سر زلف تو در تاخت

جان را ز پس پردهٔ خود موی کشان کرد

فی‌الجمله بسی تک که زدم تا که یقین گشت

کز زلف تو یک موی نشان می نتوان کرد

گرچه نتوان کرد بیان سر زلفت

آن مایه که عطار توانست بیان کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۸عزم خرابات بی‌فنا نتوان کرد
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۹روی در زیر زلف پنهان کرد
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۰بی لعل لبت وصف شکر می‌نتوان کرد
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۱چون باد صبا سوی چمن تاختن آورد
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۲خطت خورشید را در دامن آورد
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۳زین دم عیسی که هر ساعت سحر می‌آورد
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۴چو طوطی ، خطِّ او ، پَر سَر بر آورد
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۵لوح چو سیمت خطی چو قیر بر آورد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.