فهرست اشعار
- شمارهٔ ۶۶۱ یک بوسه هرگزم لب سیمین بری نداد
- شمارهٔ ۶۶۲ دوستان چون میرم آن خشت درم بالین کنید
- شمارهٔ ۶۶۳ لعلت به تلخ گویی دل در خروش آرد
- شمارهٔ ۶۶۴ دلم بریان و تن سوزان و آهم آتشین باشد
- شمارهٔ ۶۶۵ گرنه ابرو ترش آن غمزه خونریز کند
- شمارهٔ ۶۶۶ گهی که بر منت از مرحمت نظر باشد
- شمارهٔ ۶۶۷ مرا از دوریت تا کی صبوری کار خواهد بود
- شمارهٔ ۶۶۸ گر دلت آینه صورت مقصود بود
- شمارهٔ ۶۶۹ سوار من که سرخصم خاک راهت باد
- شمارهٔ ۶۷۰ دیده گر جای تو ای چشمه خورشید شود
- شمارهٔ ۶۷۱ از آن در دیده یعقوبش غم یوسف غبار آرد
- شمارهٔ ۶۷۲ به پیری چو نوجوانان تا کِیَم دل مست مِی باشد؟
- شمارهٔ ۶۷۳ چون مرغ بسملم خبر ار ترک سر نشد
- شمارهٔ ۶۷۴ شمع من همنفست گر دگری خواهد بود
- شمارهٔ ۶۷۵ بسکه عاشق چشم تر بر نامه اش ناخوانده سود
- شمارهٔ ۶۷۶ شوخی که می نخورده دل خلق خون کند
- شمارهٔ ۶۷۷ هر کس که بدان سرو قباپوش نشیند
- شمارهٔ ۶۷۸ ذوق دیدار تو در جان بلاکش باشد
- شمارهٔ ۶۷۹ چو آتشپاره ام ، از در درآمد خانه گلشن شد
- شمارهٔ ۶۸۰ اگرچه مستی می صد عذاب میآرد
- شمارهٔ ۶۸۱ آن سبز چو رنگش ز می ناب برآید
- شمارهٔ ۶۸۲ دفع غم دور از تو میل بادهام چون میشود
- شمارهٔ ۶۸۳ میرود از برم دگر، تا ببر که میرود؟
- شمارهٔ ۶۸۴ نسیم گل دگران را دماغ تازه کند
- شمارهٔ ۶۸۵ گل به یاد عارضت دل را گشادی میدهد
- شمارهٔ ۶۸۶ دنیا همه هیچ است و وفا هیچ ندارد
- شمارهٔ ۶۸۷ زبسکه روزم از آن مه ملال می خیزد
- شمارهٔ ۶۸۸ گر آه کشم آن سگ کویم بسر آید
- شمارهٔ ۶۸۹ از خاک رهم عشق بر افلاک برآرد
- شمارهٔ ۶۹۰ آگه از شمع رخش هم عاشقی چون من شود
- شمارهٔ ۶۹۱ مرا که گبر و مسلمان نظر پرست شناسد
- شمارهٔ ۶۹۲ سحر چو آه من می پرست میخیزد
- شمارهٔ ۶۹۳ سرا پای تنم هر دم ز موج دیده تر گردد
- شمارهٔ ۶۹۴ چو بهر قتل غیر آن مه به تیغ آبگون خیزد
- شمارهٔ ۶۹۵ صبا چو جعد سر زلف یار من بگشود
- شمارهٔ ۶۹۶ رشک رقیب تا کیم ای بیوفا کشد
- شمارهٔ ۶۹۷ هرچند بیخم میکَنی، وصلت گرم خرم کند
- شمارهٔ ۶۹۸ دیده هر که از هوس سوی تو سیمتن بود
- شمارهٔ ۶۹۹ چشم صاحبدل نظر چون بر رخ گل میکند
- شمارهٔ ۷۰۰ کسی از خار خار جان مجنون کی خبر دارد
- شمارهٔ ۷۰۱ چه عیب ار خون بگریم چون مرا رندی ز کوی خود
- شمارهٔ ۷۰۲ ناقه لیلی که سر در کوه و هامون میکند
- شمارهٔ ۷۰۳ خاک ره خواست سرم یار و چنان خواهد بود
- شمارهٔ ۷۰۴ بذات حق که مرا تا وجود خواهد بود
- شمارهٔ ۷۰۵ چار دیوار جهان کز غصه دلها خون کند
- شمارهٔ ۷۰۶ لیلی نبودش این نمک شیرین چنین زیبا نشد
- شمارهٔ ۷۰۷ در لعل لبش چاشنی خنده ببینید
- شمارهٔ ۷۰۸ یار از سر کوچه چو مه برآمد
- شمارهٔ ۷۰۹ از سایه خود میرمد دل کز رقیب آزرده شد
- شمارهٔ ۷۱۰ تا تورا آرزوی همنفسی با من شد
- شمارهٔ ۷۱۱ فیروزی بخت همه کس لعل تو بخشید
- شمارهٔ ۷۱۲ نظاره بین که عاشق بیچاره میکند
- شمارهٔ ۷۱۳ هرچند که گفتم غم دل سود ندارد
- شمارهٔ ۷۱۴ فکر وصلت کسش خیال مباد
- شمارهٔ ۷۱۵ صبر کن ای باغبان کاندوه بلبل بگذرد
- شمارهٔ ۷۱۶ ایخوش آنکس که چو گل مستی بیباک کند
- شمارهٔ ۷۱۷ آنکه لعلش دم عیسی به کرامت دارد
- شمارهٔ ۷۱۸ مرا تصور وصلت خیال باطل بود
- شمارهٔ ۷۱۹ مه دو هفته اگر رفت عمر ساقی باد
- شمارهٔ ۷۲۰ نصیب ما ز ازل درد و داغ و هجران شد
متن اشعار به نقل از گنجور.