پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹۶

رشک رقیب تا کیم ای بیوفا کشد

خواهم اجل رقیب ترا یا مرا کشد

میرم ز درد اگر بتو گوید کسی سخن

غیرت بلاست وه که مرا این بلا کشد

پروانه یی که رشک ز بیگانه میبرد

دستش بغیر چون نرسد خویش را کشد

تا کی فلک به مهر جهانی بپرورد

وان ناخدای ترس به تیغ جف کشد

باری بپرس اهلی از آن بیوفا طبیب

کآخر چو خسته یی ننوازد چرا کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹۸دیده هر که از هوس سوی تو سیمتن بود
  2. شمارهٔ ۶۹۹چشم صاحبدل نظر چون بر رخ گل می‌کند
  3. شمارهٔ ۷۰۰کسی از خار خار جان مجنون کی خبر دارد
  4. شمارهٔ ۷۰۱چه عیب ار خون بگریم چون مرا رندی ز کوی خود
  5. شمارهٔ ۷۰۲ناقه لیلی که سر در کوه و هامون می‌کند
  6. شمارهٔ ۷۰۳خاک ره خواست سرم یار و چنان خواهد بود
  7. شمارهٔ ۷۰۴بذات حق که مرا تا وجود خواهد بود
  8. شمارهٔ ۷۰۵چار دیوار جهان کز غصه دلها خون کند
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.