پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰۲

ناقه لیلی که سر در کوه و هامون می‌کند

در بن هر خار جستجوی مجنون می‌کند

گوش بر افسانه من خلق را دفع ملال

این حکایت‌ها که من دارم جگر خون می‌کند

زنده‌ام من از غم دل پس دلی کو بی‌غم است

یارب او زندگانی در جهان چون می‌کند

خار خارم می‌دهی از رشک زان دورم که تو

با تو بودن جان من در دل افزون می‌کند

حال گفتن با تو اهلی را ندارد فایده

حالیا دردی ز دل یکباره بیرون می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰۴بذات حق که مرا تا وجود خواهد بود
  2. شمارهٔ ۷۰۵چار دیوار جهان کز غصه دلها خون کند
  3. شمارهٔ ۷۰۶لیلی نبودش این نمک شیرین چنین زیبا نشد
  4. شمارهٔ ۷۰۷در لعل لبش چاشنی خنده ببینید
  5. شمارهٔ ۷۰۸یار از سر کوچه چو مه برآمد
  6. شمارهٔ ۷۰۹از سایه خود میرمد دل کز رقیب آزرده شد
  7. شمارهٔ ۷۱۰تا تورا آرزوی همنفسی با من شد
  8. شمارهٔ ۷۱۱فیروزی بخت همه کس لعل تو بخشید
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.