پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰۶

لیلی نبودش این نمک شیرین چنین زیبا نشد

خواه از عرب خواه از عجم چون او کسی پیدا نشد

تا وحشت مردم بود الفت نگیرد آن پری

دیوانه از یاران خود بی مصلحت تنها نشد

هرگز نکردی سرو من در مجلسی آهنگ رقص

کز شوق آن بالا و قد صد بیقرار از جا نشد

می جست زیر دامنم بت یافت شیخ از خرقه ام

زینسان که من رسوا شدم هرگز کسی رسوا نشد

اهلی نه صاحبدل بود کو عیب این شیدا کند

کز آرزوی آن پری دل نیست کو شیدا نشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰۸یار از سر کوچه چو مه برآمد
  2. شمارهٔ ۷۰۹از سایه خود میرمد دل کز رقیب آزرده شد
  3. شمارهٔ ۷۱۰تا تورا آرزوی همنفسی با من شد
  4. شمارهٔ ۷۱۱فیروزی بخت همه کس لعل تو بخشید
  5. شمارهٔ ۷۱۲نظاره بین که عاشق بیچاره میکند
  6. شمارهٔ ۷۱۳هرچند که گفتم غم دل سود ندارد
  7. شمارهٔ ۷۱۴فکر وصلت کسش خیال مباد
  8. شمارهٔ ۷۱۵صبر کن ای باغبان کاندوه بلبل بگذرد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.