پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰۷

در لعل لبش چاشنی خنده ببینید

در آب حیات آتش سوزنده به بینید

نظاره کنید آینه طلعت او را

تا صورت حال من درمانده به بینید

خونریزی چشم سیه او اگر این است

مشکل که در آفاق کسی زنده به بینید

گر گل بشکست از رخ آنشوخ عجب نیست

گل چیست؟ شکست مه تابنده به بینید

ایشاه وشان دولت خوبی گذران است

یک ره سوی درویش کهن ژنده به بینید

اول نظر از خویش بپوشید چو اهلی

وانگاه در و صورت فرخنده به بینید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰۹از سایه خود میرمد دل کز رقیب آزرده شد
  2. شمارهٔ ۷۱۰تا تورا آرزوی همنفسی با من شد
  3. شمارهٔ ۷۱۱فیروزی بخت همه کس لعل تو بخشید
  4. شمارهٔ ۷۱۲نظاره بین که عاشق بیچاره میکند
  5. شمارهٔ ۷۱۳هرچند که گفتم غم دل سود ندارد
  6. شمارهٔ ۷۱۴فکر وصلت کسش خیال مباد
  7. شمارهٔ ۷۱۵صبر کن ای باغبان کاندوه بلبل بگذرد
  8. شمارهٔ ۷۱۶ایخوش آنکس که چو گل مستی بیباک کند
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.