پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۱۶

ایخوش آنکس که چو گل مستی بیباک کند

ساغری درکشد و پیرهنی چاک کند

برق حسن تو که بر لاله رخان آتش زد

تاچه با خرمن مشتی خس و خاشاک کند

آخر ای پادشه حسن نگویی که کسی

تا بکی داد زند چند به سر خاک کند

چند افتیم بپای همه چون نیست کسی

که بدامان کرم چهره ما پاک کند

تنگدل اهلی از آنگل چو شوی غنچه صفت

که هزار از تو بیک خنده فرحناک کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱۸مرا تصور وصلت خیال باطل بود
  2. شمارهٔ ۷۱۹مه دو هفته اگر رفت عمر ساقی باد
  3. شمارهٔ ۷۲۰نصیب ما ز ازل درد و داغ و هجران شد
  4. شمارهٔ ۷۲۱هرگز از کوی تو کس دور بشمشیر نشد
  5. شمارهٔ ۷۲۲عیسی دم من کز نفسش جان بتن آید
  6. شمارهٔ ۷۲۳زنده می‌سازد لب او خلق و ما را می‌کشد
  7. شمارهٔ ۷۲۴آمد آن عیسی نفس کز عشوه و نازم کشد
  8. شمارهٔ ۷۲۵خوش آنکه دل زغم هجر بر کناری بود
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.