پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲۳

زنده می‌سازد لب او خلق و ما را می‌کشد

وای بر جان کسی کورا مسیحا می‌کشد

کاش یوسف در میان ناید که آن دست و ترنج

دیگران را می‌برد دست و زلیخا می‌کشد

یک نفس از صید دل‌ها چشم او آسوده نیست

غمزه مرغ دلم یا می‌زند یا می‌کشد

زینهار ای پارسا بیرون میا کآن ترک مست

می‌کشد اهل صلاح و سخت رسوا می‌کشد

هرکه بزم مطرب ساقی نهد بی‌روی دوست

دردمندان محبت را به غوغا می‌کشد

پیش آن شمشاد قد گر کشته گردد عالمی

بر اجل تهمت منه کان قد رعنا می‌کشد

لاله بر خاک رهش اهلی نشانی می‌دهد

یعنی آن گلچهره خلق از داغ سودا می‌کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲۵خوش آنکه دل زغم هجر بر کناری بود
  2. شمارهٔ ۷۲۶ساقی ز زهر چشم بمن قهر میکند
  3. شمارهٔ ۷۲۷جوش سودای غم دل پایم از جا می‌برد
  4. شمارهٔ ۷۲۸عاشق آشفته دل از طعنه خامی نشود
  5. شمارهٔ ۷۲۹هیچ لب تشنه به میخانه سری بر نکند
  6. شمارهٔ ۷۳۰شد سگش یار رقیب و جور با خود می‌کند
  7. شمارهٔ ۷۳۱گرچه از عشق بتان صبر و دل و هوشم شد
  8. شمارهٔ ۷۳۲هر شمع جمالی که بر افروخته باشد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.