پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲۶

ساقی ز زهر چشم بمن قهر میکند

تریاک باده در دهنم زهر میکند

خورشید من جهان جمال است اگرچه ماه

خود را بحسن شهره صد شهر میکند

ما دل بریده ایم ز پیوند روزگار

کاین نوعروس، ملک بقا مهر میکند

بر کشتگان عشق ندارد تفاوتی

گر یار می نوازد و گر قهر میکند

اهلی بکام دشمن اگر شد روا بود

زان رو که دوستی طمع از دهر میکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲۸عاشق آشفته دل از طعنه خامی نشود
  2. شمارهٔ ۷۲۹هیچ لب تشنه به میخانه سری بر نکند
  3. شمارهٔ ۷۳۰شد سگش یار رقیب و جور با خود می‌کند
  4. شمارهٔ ۷۳۱گرچه از عشق بتان صبر و دل و هوشم شد
  5. شمارهٔ ۷۳۲هر شمع جمالی که بر افروخته باشد
  6. شمارهٔ ۷۳۳گنجی است عشق کز وی صد جان هلاک گردد
  7. شمارهٔ ۷۳۴صید یوسف صورتان دل از ره معنی کند
  8. شمارهٔ ۷۳۵مشاطه تو جلوه ناز ای پسر بود
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.