پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳۳

گنجی است عشق کز وی صد جان هلاک گردد

صد دل خراب گردد صد سینه چاک گردد

صافی دلان کدورت بر دل ز کس ندارند

باشد که مدعی را آیینه پاک گردد

هر کسکه دیده باشد چون عشق رستخیزی

از فتنه قیامت کی هولناک گردد

در کوی آن پریوش صد سر ببرگ کاهی

دیوانه است کآنجا بی ترس و باک گردد

پیش سگانش افکن اهلی دلت که از وی

فیضی رسد بغیری به زانکه خاک گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳۵مشاطه تو جلوه ناز ای پسر بود
  2. شمارهٔ ۷۳۶با فتنه چشم تو چه تدبیر توان کرد
  3. شمارهٔ ۷۳۷بغیر خون جگر دل شراب ناب نخورد
  4. شمارهٔ ۷۳۸گرمی کوثر بدان لبهای خندان داده اند
  5. شمارهٔ ۷۳۹بیخود شده بودم چو سخن یار بمن کرد
  6. شمارهٔ ۷۴۰مپرس یوسف من کز تو گلرخان چونند
  7. شمارهٔ ۷۴۱کی شود سرو من آگه ز دل افکاری چند
  8. شمارهٔ ۷۴۲مست رفتی و ز شوقت جگرم چاک بماند
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.