پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳۸

گرمی کوثر بدان لبهای خندان داده اند

جرعه دردی بما هم دردمندان داده اند

آنهمه خوبی که یوسف داشت در مصر جمال

از ملاحت دلبر مارا دو چندان داده اند

شاخ گل میافتد از رشک سهی قدان بخاک

کاینهمه شوخی باین بالا بلندان داده اند

پیش آن مژگان ساحر سامری گوساله است

بازی صد سامری آن چشم بندان داده اند

آب چشم و آتش آ]م نگیرد در دلش

چون کنم کاو را دل سختی چو سندان داده اند

ازغم هجران بمردن رست جان و خرم است

چون کسی کاو را خلاص از بند و زندان داده اند

رفت اهلی از جهان چونشمع خندان لب برون

جان بجانان عاشقان سرمست و خندان داده اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴۰مپرس یوسف من کز تو گلرخان چونند
  2. شمارهٔ ۷۴۱کی شود سرو من آگه ز دل افکاری چند
  3. شمارهٔ ۷۴۲مست رفتی و ز شوقت جگرم چاک بماند
  4. شمارهٔ ۷۴۳عاشقان ره بسر گنج الهی دارند
  5. شمارهٔ ۷۴۴وه که این شیرین‌غزالان بازی ما می‌دهند
  6. شمارهٔ ۷۴۵گرچه بر فرهاد شیرین جور بی اندازه کرد
  7. شمارهٔ ۷۴۶نتوان بر ساقی سخن از توبه عیان کرد
  8. شمارهٔ ۷۴۷چون لاله جهانی بغمت غرقه بخونند
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.