پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴۳

عاشقان ره بسر گنج الهی دارند

بجز از بخت دگر هرچه تو خواهی دارند

پیش رندان به ادب باش که این سرمستان

صورت بندگی و سیرت شاهی دارند

عیب عاشق مکن از نامه سیاهی ایشیخ

بت پرستان چه غم از نامه سیاهی دارند

آشنایان محبت که نهنگان غمند

کی ز طوفان فنا فکر تباهی دارند

لعل جانبخش تو عاشق کشد و زنده کند

زنده و مرده بر این حال گواهی دارند

با وجود چو تو خورشید رخی کج نظران

چشم بر حسن رخ یوسف چاهی دارند

رنگ چون کاه تو اهلی نبود رو زردی

عاشقان آب رخ از چهره کاهی دارند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴۵گرچه بر فرهاد شیرین جور بی اندازه کرد
  2. شمارهٔ ۷۴۶نتوان بر ساقی سخن از توبه عیان کرد
  3. شمارهٔ ۷۴۷چون لاله جهانی بغمت غرقه بخونند
  4. شمارهٔ ۷۴۸سرو من تا چو مه از خانه زین گشت بلند
  5. شمارهٔ ۷۴۹خوبان که فرق تاقدم از جان سرشته اند
  6. شمارهٔ ۷۵۰گر کاکلی بتان بسر خود رها کنند
  7. شمارهٔ ۷۵۱صبوری از غمت ایشوخ بیوفا تاچند
  8. شمارهٔ ۷۵۲خوبان اگرچه در پی دلهای خسته اند
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.