پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۵۲

خوبان اگرچه در پی دلهای خسته اند

بندی به پای مرغ دل کس نبسته اند

یارب ز سنگ حادثه شان در پناه دار

سنگین دلان اگرچه دل ما شکسته اند

در پا چه افکنند سر زلف کاین کمند

هر تاره یی ز رشته جانی گسسته اند

پاکان بخون خویشتن آلوده اند دست

در چشمه حیات ابد دست شسته اند

اهلی گهی ز شمع دمد دود آه نیز

خوبان هم از کمند محبت نرسته اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵۴مرا بکوی تو شوق از در نیاز آورد
  2. شمارهٔ ۷۵۵سرو قدان که دل از عاشق محتاج برند
  3. شمارهٔ ۷۵۶نفی خوبان کردم از خاطر که بار خاطرند
  4. شمارهٔ ۷۵۷بکوی دوست که از ما پیام خواهد برد؟
  5. شمارهٔ ۷۵۸جایی که فلک پیش بتان پشت دوتا کرد
  6. شمارهٔ ۷۵۹به مهر او اثرم جز دریغ و درد نماند
  7. شمارهٔ ۷۶۰در جان و دل بیک نگه آن شوخ راه کرد
  8. شمارهٔ ۷۶۱رخ تو داغ کهن تازه از ملاحت کرد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.