پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۵۷

بکوی دوست که از ما پیام خواهد برد؟

سلام ما که بدار السلام خواهد برد؟

چنین که نام و نشانم بزندگی محو است

چو بی نشان شوم از من که نام خواهد برد؟

بسوختم ز خموشی و عاقبت دانم

که دود دل علم من ببام خواهد برد

دلا، ز رشته جان دام دل منه که همای

بدام کس نفتد بلکه دام خواهد برد

هزار کس چو گل استاده نقد جان بر کف

صبا بحضرت او تا کدام خواهد برد

خرام او نگر ای باغبان و در بگشا

که آب سرو سهی زین خرام خواهد برد

ز فیض روح قدس بکر خاطر اهلی

دل از فرشته بحسن کلام خواهد برد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵۹به مهر او اثرم جز دریغ و درد نماند
  2. شمارهٔ ۷۶۰در جان و دل بیک نگه آن شوخ راه کرد
  3. شمارهٔ ۷۶۱رخ تو داغ کهن تازه از ملاحت کرد
  4. شمارهٔ ۷۶۲سبز لیلی وش من آنکه مرا مجنون کرد
  5. شمارهٔ ۷۶۳دی که آن کان نمک خنده بر این مجنون کرد
  6. شمارهٔ ۷۶۴عاشقان گردم گرم از دل غمناک زنند
  7. شمارهٔ ۷۶۵پیش اغیار آن پریرخ تا دو سنبل شانه کرد
  8. شمارهٔ ۷۶۶ایمرغ آزاد از قفس پر بر دل افکاران مخند
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.