پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۶۴

عاشقان گردم گرم از دل غمناک زنند

گلرخان غنچه صفت جامه بتن چاک زنند

باشد ای گل که ببرق کرم از ممکن غیب

آتش تفرقه یی در خس و خاشاک زنند

ازره غمزدگان سنگ ملامت برگیر

تا شهیدان تو چون سبزه سر از خاک زنند

عاشقانی که نشویند بخونابه نظر

شرمشان باد که لاف از نظر پاک زنند

دردمندان قدم اول بسر خویش نهند

وانگهی دست بر آن حلقه فتراک زنند

سگ عیسی نفسانیم که این گرم روان

گرچه خاکند قدم بر سر افلاک زنند

زاهدانی که محبت نشناسند که چیست

عیب باشد که دم از دانش و ادراک زنند

سر هر کس نشود گوی بمیدان بتان

اهلی این گوی مگر مردم چالاک زنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۶۶ایمرغ آزاد از قفس پر بر دل افکاران مخند
  2. شمارهٔ ۷۶۷یاران همه مست و خبر از خویش ندارند
  3. شمارهٔ ۷۶۸خوبان سمن چهره ستم خوی نباشند
  4. شمارهٔ ۷۶۹یک سخن گفت آن لب و جان شهیدان تازه کرد
  5. شمارهٔ ۷۷۰دی نظر دیده بر آن نعل سم توسن کرد
  6. شمارهٔ ۷۷۱هیچم ز گریه قدر برین خاک کو نماند
  7. شمارهٔ ۷۷۲بر من خسته رقیبان چو گذر می آرند
  8. شمارهٔ ۷۷۳داغت خبر ز سوز من دل فکار کرد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.