پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۶۸

خوبان سمن چهره ستم خوی نباشند

شیرین دهنان تلخ و ترش روی نباشند

خونریزی اگر کار بتان است بگوباش

باید که ستمکاره و بد خوی نباشند

زان آب صفت خاک نشینیم که خوبان

چون سرو بما زان طرف جوی نباشند

آنان که گرفتار سر زلف بتانند

دربند سر خود سر یک موی نباشند

تو کعبه مقصودی و در راه تو جانها

تا سعی بود جز بتک و پوی نباشند

اهلی سگ کوی تو شده عفو کنش زانک

آدم صفتان جز سگ این کوی نباشند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۷۰دی نظر دیده بر آن نعل سم توسن کرد
  2. شمارهٔ ۷۷۱هیچم ز گریه قدر برین خاک کو نماند
  3. شمارهٔ ۷۷۲بر من خسته رقیبان چو گذر می آرند
  4. شمارهٔ ۷۷۳داغت خبر ز سوز من دل فکار کرد
  5. شمارهٔ ۷۷۴کس زنده کی از هجر تو ای عهد گسل ماند
  6. شمارهٔ ۷۷۵گرچه ارباب خرد طایفه یی پرهنرند
  7. شمارهٔ ۷۷۶گه بصلحند این بتان گه رسم جنگی مینهند
  8. شمارهٔ ۷۷۷ایشه خوبان که ملک حسنت ارزانی بود
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.