پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۶۹

یک سخن گفت آن لب و جان شهیدان تازه کرد

مرده صد ساله را گفتار او جان تازه کرد

نرگسش از غمزه خون صد چو من بیچاره ریخت

نامسلمان بین که خون صد مسلمان تازه کرد

آتشی پنهان که در خاکستر من مانده بود

کاوکاو غمزه آن چشم فتان تازه کرد

نرگس چشم از نسیم جیب یوسف گر شکفت

بوی او داغ کهن بر پیر کنعان تازه کرد

آن تبسم کردن پنهان و آن کان نمک

مرهم دل شد ولی صد زخم پنهان تازه کرد

یک نظر در چشم اهلی جلوه کرد آن مشگموی

صد پریشانی بر این پیر پریشان تازه کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۷۱هیچم ز گریه قدر برین خاک کو نماند
  2. شمارهٔ ۷۷۲بر من خسته رقیبان چو گذر می آرند
  3. شمارهٔ ۷۷۳داغت خبر ز سوز من دل فکار کرد
  4. شمارهٔ ۷۷۴کس زنده کی از هجر تو ای عهد گسل ماند
  5. شمارهٔ ۷۷۵گرچه ارباب خرد طایفه یی پرهنرند
  6. شمارهٔ ۷۷۶گه بصلحند این بتان گه رسم جنگی مینهند
  7. شمارهٔ ۷۷۷ایشه خوبان که ملک حسنت ارزانی بود
  8. شمارهٔ ۷۷۸دل ز فریب گلرخان بی تو شکیب چون کند
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.