پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۷۴

کس زنده کی از هجر تو ای عهد گسل ماند

ور ماندهم از زندگی خویش خجل ماند

نقش من ازین خانه گل سیل فناشست

در خانه دل نقش تو ای شمع چگل ماند

با قد چو شاخ گل تو سرو به دعوی

برخاست چو دید آن گل رخ پای بگل ماند

داغ دل من لاله صفت زان گل رخ بود

گل رفت مرا از نظر آن داغ بدل ماند

زخم جگرم اهلی از ایام نشد به

زخم دگرم در دل از آن عهد گسل ماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۷۶گه بصلحند این بتان گه رسم جنگی مینهند
  2. شمارهٔ ۷۷۷ایشه خوبان که ملک حسنت ارزانی بود
  3. شمارهٔ ۷۷۸دل ز فریب گلرخان بی تو شکیب چون کند
  4. شمارهٔ ۷۷۹خط سبزی که سر از لعل تو برخواهد کرد
  5. شمارهٔ ۷۸۰رخ او را دهان شکرافشانی چنین باید
  6. شمارهٔ ۷۸۱جان آفرین که جان همه عالم آفرید
  7. شمارهٔ ۷۸۲آن نوجوان ز جور پشیمان نمیشود
  8. شمارهٔ ۷۸۳با قد چون نیشکر آن سبز شیرین بنگرید
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.