پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۸۱

جان آفرین که جان همه عالم آفرید

جان مرا ز محنت و درد و غم آفرید

یکذره و هزار غمم کافتاب صبح

در ذره یی چو من غم صد عالم آفرید

بر طاق نه فلک مه نو آنکه نقش بست

ماهی چو طاق ابروی شوخت کم آفرید

دست قضا گهی که وجود تو می سرشت

زآب حیات و شیره جان درهم آفرید

زخم تو دید در دل چاکم طبیب عشق

آن زخم را ز لعل لبت مرهم آفرید

اهلی به دور دوست که دلها پر از غم است

باور مکن که چرخ دلی خرم آفرید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸۳با قد چون نیشکر آن سبز شیرین بنگرید
  2. شمارهٔ ۷۸۴لعل او از خون عاشق می بکام خود کشد
  3. شمارهٔ ۷۸۵چند آن می لب عاشق مخمور ببیند
  4. شمارهٔ ۷۸۶خیال آن لب می جان ناتوان سوزد
  5. شمارهٔ ۷۸۷آن سرو اگر از چشم من در چشم دشمن می‌شود
  6. شمارهٔ ۷۸۸گذر ز حسن خوش این بت پرست پیر ندارد
  7. شمارهٔ ۷۸۹دل خورد غم که چرا مرده صفت خاک شود
  8. شمارهٔ ۷۹۰گر من از درد تو مردم هرگزت دردی مباد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.