پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۸۷

آن سرو اگر از چشم من در چشم دشمن می‌شود

از مردم آلوده‌دل آلوده‌دامن می‌شود

آه از شب هجران من وین حسرت و حرمان من

چند آشنای جان من بیگانه از من می‌شود

شب‌ها که منبی آن پسر آهی برآرم از جگر

همسایه را نور سحر روشن ز روزن می‌شود

بر روی آن زیبا صنم گر چشم دوزد دشمنم

از سوز غیرت بر تنم هر موی سوزن می‌شود

تا حسن او بر جا بود شور و فغان ما بود

از خوشه‌چین غوغا بود هرجا که خرمن می‌شود

آن عشوه‌جوی تندخو گر بیندم یک ره به کو

با من ز رشک مهر او صد دوست دشمن می‌شود

اهلی من او را مایلم از گل چه باشد حاصلم

آتش‌پرستم گر دلم مایل به گلشن می‌شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸۹دل خورد غم که چرا مرده صفت خاک شود
  2. شمارهٔ ۷۹۰گر من از درد تو مردم هرگزت دردی مباد
  3. شمارهٔ ۷۹۱کیست کو خاک ز بیداد تو بر سر نکند
  4. شمارهٔ ۷۹۲بتر ز محنت هجر ای پسر چه خواهد بود
  5. شمارهٔ ۷۹۳شب همچو شمع آتش آهم زبانه زد
  6. شمارهٔ ۷۹۴تو یار اگر نشوی بخت یار چون گردد
  7. شمارهٔ ۷۹۵بیا که نرگس ساقی بشارتی دارد
  8. شمارهٔ ۷۹۶دور از تو دل من به که پیغام فرستد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.