پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۸۹

دل خورد غم که چرا مرده صفت خاک شود

زنده چون شمع بسوزش که زغم پاک شود

نه من از زخم فراق تو جگر چاک شدم

گر بکوهی رسد این زخم جگر چاک شود

گر سگ کوی تو خونم بخورد غم نبود

غم از آنست که دیوانه و بی باک شود

چند سوزد فلک از داغ فراقت دل خلق

آه اگر دود دل خلق بر افلاک شود

همه جا در ره من خار بلا میروید

بسکه باران غم از دیده نمناک شود

سر اهلی که سجودش همه در پای تو بود

بهتر آنست که هم در قدمت خاک شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۹۱کیست کو خاک ز بیداد تو بر سر نکند
  2. شمارهٔ ۷۹۲بتر ز محنت هجر ای پسر چه خواهد بود
  3. شمارهٔ ۷۹۳شب همچو شمع آتش آهم زبانه زد
  4. شمارهٔ ۷۹۴تو یار اگر نشوی بخت یار چون گردد
  5. شمارهٔ ۷۹۵بیا که نرگس ساقی بشارتی دارد
  6. شمارهٔ ۷۹۶دور از تو دل من به که پیغام فرستد
  7. شمارهٔ ۷۹۷حسنت که ذره را مه تابنده میکند
  8. شمارهٔ ۷۹۸کم همنفسی پاکدل و راست زبان بود
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.