پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۹۳

شب همچو شمع آتش آهم زبانه زد

تیر مراد در دل شب بر نشانه زد

با آفتاب خویش شود همنفس چو صبح

در عشق هرکه یکنفس عاشقانه زد

شکر لبان نهند بر این آستانه روی

خوش وقت آنکه بوسه برین آستانه زد

جان در بهای صول چه باشد بهانه ایست

عاشق در وصال ترا زین بهانه زد

خواهد دمید صبح وصال از شب فراق

ساقی بیا که زهره سحر این ترانه زد

از بسکه سوختی دل اهلی ز داغ هجر

آتش چو لاله از دل چاکش زبانه زد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۹۵بیا که نرگس ساقی بشارتی دارد
  2. شمارهٔ ۷۹۶دور از تو دل من به که پیغام فرستد
  3. شمارهٔ ۷۹۷حسنت که ذره را مه تابنده میکند
  4. شمارهٔ ۷۹۸کم همنفسی پاکدل و راست زبان بود
  5. شمارهٔ ۷۹۹خم مویش که در کین من بیمار می پیچد
  6. شمارهٔ ۸۰۰کس به هجر تو یار کس نشود
  7. شمارهٔ ۸۰۱خوش آن که مست شوی تا بهانه برخیزد
  8. شمارهٔ ۸۰۲این جوانمردی که پیر میفروشان میکند
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.