پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰۱

خوش آن که مست شوی تا بهانه برخیزد

تو باشی و من و شرم از میانه برخیزد

مکَن زخواب دو نرگس، چو بوسه می‌دزدم

و گر نه فتنه‌ای از هر کرانه برخیزد

نهال عشق نشاندم به دل چو دانستم

که رستخیز جهانم ز خانه برخیزد

خوش آن حریف که گر مرغ بسملش سازند

به خاک افتد و خوش عاشقانه برخیزد

همان به است که بندم چو غنچه لب، ورنه

ز آتش جگرم صد زبانه برخیزد

قیامت است جمال تو ای بهشتی روی

مکِش نقاب که شور از زمانه برخیزد

بر آستان تو اهلی نه آن‌چنان افتاد

که تا قیامت ازین آستانه برخیزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰۳هرکه را از چشم تر اشکی به دامن می‌چکد
  2. شمارهٔ ۸۰۴تا کام ماه یکشب از دیدنش برآمد
  3. شمارهٔ ۸۰۵اگر آن پری بعاشق نظر از وصال دارد
  4. شمارهٔ ۸۰۶به تاج عشق سر آدمی عزیز بود
  5. شمارهٔ ۸۰۷یارم وداع کرد و ز آغوش میرود
  6. شمارهٔ ۸۰۸کمال صنع الهی در آن جمال بود
  7. شمارهٔ ۸۰۹گر میل تو جان سوزس عشاق نمی بود
  8. شمارهٔ ۸۱۰ناخوش آن عمر که دور از رخ آن ماه رود
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.