پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰۳

هرکه را از چشم تر اشکی به دامن می‌چکد

قطره خونی است گویی کز دل من می‌چکد

تا به سوزن دوستی می‌دوزم یک چاک دل

صدهزاران قطره خون از چشم سوزن می‌چکد

برق آه من سبب باشد گر از ابر بهار

قطره آبی گهی بر سرو و سوسن می‌چکد

غرقه در خون خودم شب‌ها ز بس کز دود دل

بر سرم باران خون از بام و روزن می‌چکد

گل نه از باد هوا روید از آن خونابه‌ای‌ست

کز دل مرغ سحر بر خاک گلشن می‌چکد

گرچه می‌گوید به قصد کشتم لعل تو تلخ

آب حیوان از لبت زان تلخ گفتن می‌چکد

گر به چشم خون‌فشان دم می‌زنی اهلی ز عشق

شربت خون نیز از چشم برهمن می‌چکد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰۵اگر آن پری بعاشق نظر از وصال دارد
  2. شمارهٔ ۸۰۶به تاج عشق سر آدمی عزیز بود
  3. شمارهٔ ۸۰۷یارم وداع کرد و ز آغوش میرود
  4. شمارهٔ ۸۰۸کمال صنع الهی در آن جمال بود
  5. شمارهٔ ۸۰۹گر میل تو جان سوزس عشاق نمی بود
  6. شمارهٔ ۸۱۰ناخوش آن عمر که دور از رخ آن ماه رود
  7. شمارهٔ ۸۱۱شمشاد تو پروای کس از ناز ندارد
  8. شمارهٔ ۸۱۲سرم فدای رهی باد کان سوار آید
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.