پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰۵

اگر آن پری بعاشق نظر از وصال دارد

ز کرشمه اش که داند که چه در خیال دارد

دل تیره بخت مارا چه سعادتی ازین به

که ز ما برید و اکنون بتو اتصال دارد

مرو ای پری ببستان دل گل بخون مگردان

که بسینه خارخاری گل از آن جمال دارد

غم هجر اگر رساند همه را بحال مردن

تو کجا ز ناز پرسی که کسی چه حال دارد

به کسی نمی نماید خضر آب زندگانی

ز لب تو آب حیوان مگر انفعال دارد

بزمین رقیب ترسم که فرو رود چو قارون

که کمال سر گرانی ز غرور مال دارد

به سگش چگونه اهلی ز کمال خود زند دم

که به نسبت سگ او صفت کمال دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰۷یارم وداع کرد و ز آغوش میرود
  2. شمارهٔ ۸۰۸کمال صنع الهی در آن جمال بود
  3. شمارهٔ ۸۰۹گر میل تو جان سوزس عشاق نمی بود
  4. شمارهٔ ۸۱۰ناخوش آن عمر که دور از رخ آن ماه رود
  5. شمارهٔ ۸۱۱شمشاد تو پروای کس از ناز ندارد
  6. شمارهٔ ۸۱۲سرم فدای رهی باد کان سوار آید
  7. شمارهٔ ۸۱۳عیبم مکن که عقل تو از کف زمام داد
  8. شمارهٔ ۸۱۴اجل درآمد و بخت از درم نمی‌آید
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.