پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱۳

عیبم مکن که عقل تو از کف زمام داد

بس جان که دل به پختن سودای خام داد

نشنیده یی که عشق عنان مراد دل

از دست شه ربود و بدست غلام داد

دانی سر نیاز مرا خاک ره که کرد

آنکس که سر و ناز بتانرا خرام داد

هشیار تا بصبح قیامت کجا شود

مستی که دل بشاهد و ساقی و جام داد

صوفی چو دید نگس سرمست یار ما

یکباره ترک تقوی و ناموس و نام داد

اهلی مجوی کام که این چرخ کج نهاد

در کام اژدها کشد آنرا که کام داد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱۵سرشک شادی وصل از چه جانگداز آمد
  2. شمارهٔ ۸۱۶از بتان دل برکنم گویم مسلمان دگر
  3. شمارهٔ ۸۱۷بچه مهر و چه وفا با تو نشینم دگر
  4. شمارهٔ ۸۱۸چند بود دمبدم چشم تو خونریز تر
  5. شمارهٔ ۸۱۹ای به زیبایی و دلجویی ز خوبان خوب‌تر
  6. شمارهٔ ۸۲۰ساقیا مستم لب خود از لب من دور دار
  7. شمارهٔ ۸۲۱شهسوارا، ز من سوخته خرمن مگذر
  8. شمارهٔ ۸۲۲توبه کردم از می و معشوق سرمستم دگر
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.