پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲۱

شهسوارا، ز من سوخته خرمن مگذر

تا سرم خاک نسازی ز سر من مگذر

خون کس دامن پاک تو نگیرد هرگز

از سر کشته خود برزده دامن مگذر

در دل تیره اگر میگذری دوری نیست

نور چشم منی از دیده روشن مگذر

سر من گفت عدو لایق فتراک تو نیست

از سر دوست ببدگویی دشمن مگذر

آتشی می فکند روی تو در خرمن گل

ای گل تازه عرق کرده به گلشن مگذر

تاب دود دلت از سینه اهلی نبود

تو گل گلشن جانی سوی گلخن مگذر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲۳پایه معراج جان خواهی ز دنیا درگذر
  2. شمارهٔ ۸۲۴سوز دلم باتو گفت حرف نهانی دگر
  3. شمارهٔ ۸۲۵سنبل بگشا بر گل و سروت به خرام آر
  4. شمارهٔ ۸۲۶یا مکن قول بتان گوش و بما خرده مگیر
  5. شمارهٔ ۸۲۷بازآمدی که شمع دل افروزیم دگر
  6. شمارهٔ ۸۲۸ای بچشم جان من حسن تو شورانگیزتر
  7. شمارهٔ ۸۲۹از بهر قتل عاشق دلخسته چشم یار
  8. شمارهٔ ۸۳۰هزار شکر که عالم بکام ماست دگر
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.