پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳۰

هزار شکر که عالم بکام ماست دگر

می مراد حریفان بجام ماست دگر

مه امید چو نوشد بر آسمان مراد

فلک چو حلقه بگوشان غلام ماست دگر

شهان بسایه دیوار ما پناه آرند

بلی همای سعادت بدام ماست دگر

کسیکه می نشنیدی سلام ما از کبر

در انتظار جواب سلام ماست دگر

فروغ بم و فراغ صبوحی ات اهلی

بیمن فاتحه صبح و شام ماست دگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳۲مهرم چو میکشد مکش از شیوه های جور
  2. شمارهٔ ۸۳۳ای ز خورشید رخت هر ساعتم سوزی دگر
  3. شمارهٔ ۸۳۴ای همچو گل شکفته و از گل شکفته تر
  4. شمارهٔ ۸۳۵فصل گل نوروز شد دارد جهان حالی دگر
  5. شمارهٔ ۸۳۶بسنگی دوستان را یاد میدار
  6. شمارهٔ ۸۳۷کاکل شکست و شد گره کار بسته تر
  7. شمارهٔ ۸۳۸پیش خورشید رخش کی ماه گردد جلوه گر
  8. شمارهٔ ۸۳۹معلم، آن گل نو را به خار و خس مگذار
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.