پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳۷

کاکل شکست و شد گره کار بسته تر

کار دل شکسته ما شد شکسته تر

ابرو گشاده بود و مرا کار بسته بود

بر زد گره بر ابرو و شد کار بسته تر

اکنون طمع به خسته غم نیست کز دلش

آتش بلندتر شد و افغان نشسته تر

در انتظار روز دگر چند جان دهد

بیمار دل که روز به روز است خسته تر

بازآ که ما بیاد تو از نقش دیگران

دل شسته ایم و دیده ز دل نیز شسته تر

اهلی بیمن عشق تو ای آفتاب حسن

باشد همیشه روز بروزش خجسته تر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳۹معلم، آن گل نو را به خار و خس مگذار
  2. شمارهٔ ۸۴۰ای بی تو روزم از شب غم جانگدازتر
  3. شمارهٔ ۸۴۱در دل آمد یار و گشت از دیده غمدیده دور
  4. شمارهٔ ۸۴۲یک جرعه به خاکم فکن و خاک بجوش آر
  5. شمارهٔ ۸۴۳جان رفت و دل مقید صد غم بود هنوز
  6. شمارهٔ ۸۴۴ای باد مکش برقع جانان مرا باز
  7. شمارهٔ ۸۴۵از تیر تو در خاک طپد مرغ هوا باز
  8. شمارهٔ ۸۴۶مهی که چشم امیدم بسوی اوست هنوز
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.