پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳۲

مهرم چو میکشد مکش از شیوه های جور

آنرا که تاب لطف نباشد چه جای جور

صاحب هوس گدایی لطف از تو میکند

صاحب نظر ز شوق تو باشد گدای جور

کافر دلم نگشت مسلمان به شصت سال

با آنکه میکشد ز بتان منتهای جور

نقد وفا بخاک ره افتد ز دست غیر

با گنج عشق اگر نبود اژدهای جور

اهلی اگرچه مهر و وفا از بتان خوش است

جان میرسد بکعبه شوق از صفای جور

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳۴ای همچو گل شکفته و از گل شکفته تر
  2. شمارهٔ ۸۳۵فصل گل نوروز شد دارد جهان حالی دگر
  3. شمارهٔ ۸۳۶بسنگی دوستان را یاد میدار
  4. شمارهٔ ۸۳۷کاکل شکست و شد گره کار بسته تر
  5. شمارهٔ ۸۳۸پیش خورشید رخش کی ماه گردد جلوه گر
  6. شمارهٔ ۸۳۹معلم، آن گل نو را به خار و خس مگذار
  7. شمارهٔ ۸۴۰ای بی تو روزم از شب غم جانگدازتر
  8. شمارهٔ ۸۴۱در دل آمد یار و گشت از دیده غمدیده دور
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.