پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲۴

سوز دلم باتو گفت حرف نهانی دگر

بلبل و گل را بود گوش و زبانی دگر

زنده چو گردم به حشر گر بکشی دیگرم

سهل بود گر شود صرف تو جانی دگر

زندگی جاودان نیست یقین ور بود

جز بدهان توام نیست گمانی دگر

گرچه خدنگ بتان سینه نشان میکند

ناوک آن غمزه راهست نشانی دگر

بار گرانان کشد یار سبکروح چند

بهر خدا ساقیا رطل گرانی دگر

همت اهلی گذشت از دو جهان بهر دوست

تن بجهان در گرو او بجهانی دگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲۶یا مکن قول بتان گوش و بما خرده مگیر
  2. شمارهٔ ۸۲۷بازآمدی که شمع دل افروزیم دگر
  3. شمارهٔ ۸۲۸ای بچشم جان من حسن تو شورانگیزتر
  4. شمارهٔ ۸۲۹از بهر قتل عاشق دلخسته چشم یار
  5. شمارهٔ ۸۳۰هزار شکر که عالم بکام ماست دگر
  6. شمارهٔ ۸۳۱بیا ای باد و چون مور ضعیفم سوی جانان بر
  7. شمارهٔ ۸۳۲مهرم چو میکشد مکش از شیوه های جور
  8. شمارهٔ ۸۳۳ای ز خورشید رخت هر ساعتم سوزی دگر
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.