پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲۷

بازآمدی که شمع دل افروزیم دگر

کشتی و زنده کردی و می سوزیم دگر

چرخم بروز هجر تو صد جام زهر داد

یارب مباد روزی ازین روزیم دگر

روزم چو روشن از رخت ای آفتاب

مفکن زهجر خود بسیه روزیم دگر

چاک دلم بسوزن مژگان خویش دوز

چشم از جمال خویش چه میدوزیم دگر

آسوده گشته بود دل من بکنج صبر

چشم خوش تو کرد بد آموزیم دگر

از روز هجر شکوه چو اهلی نمی کنم

شکر خدا که شمع شب افروزیم دگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲۹از بهر قتل عاشق دلخسته چشم یار
  2. شمارهٔ ۸۳۰هزار شکر که عالم بکام ماست دگر
  3. شمارهٔ ۸۳۱بیا ای باد و چون مور ضعیفم سوی جانان بر
  4. شمارهٔ ۸۳۲مهرم چو میکشد مکش از شیوه های جور
  5. شمارهٔ ۸۳۳ای ز خورشید رخت هر ساعتم سوزی دگر
  6. شمارهٔ ۸۳۴ای همچو گل شکفته و از گل شکفته تر
  7. شمارهٔ ۸۳۵فصل گل نوروز شد دارد جهان حالی دگر
  8. شمارهٔ ۸۳۶بسنگی دوستان را یاد میدار
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.