پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲۳

پایه معراج جان خواهی ز دنیا درگذر

پای در هفتم فلک نه و زمسیحا درگذر

دوش در مجلس چه خوش میگفت با پروانه شمع

گر سر مردن نداری از سر ما درگذر

تا نبرد غیرت یوسف ترا انگشت عیب

بازگیر انگشت و از عیب زلیخا درگذر

مردن اندر هجر خوش باشد نه در روز وصال

ای اجل کار است مارا با تو از ما درگذر

ای شب هجران مگر روز قیامت بگذری

سوختم از ظلمت آخر یا بکش یا درگذر

کی شود عاقل دل مجنون بکوشش ای حکیم

گر تو باری عاقلی از فکر سودا درگذر

لاف عشق، آنگه غم دنیا و دین نامردی است

مرد شو اهلی و از دنیا و عقبی درگذر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲۵سنبل بگشا بر گل و سروت به خرام آر
  2. شمارهٔ ۸۲۶یا مکن قول بتان گوش و بما خرده مگیر
  3. شمارهٔ ۸۲۷بازآمدی که شمع دل افروزیم دگر
  4. شمارهٔ ۸۲۸ای بچشم جان من حسن تو شورانگیزتر
  5. شمارهٔ ۸۲۹از بهر قتل عاشق دلخسته چشم یار
  6. شمارهٔ ۸۳۰هزار شکر که عالم بکام ماست دگر
  7. شمارهٔ ۸۳۱بیا ای باد و چون مور ضعیفم سوی جانان بر
  8. شمارهٔ ۸۳۲مهرم چو میکشد مکش از شیوه های جور
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.