پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲۲

توبه کردم از می و معشوق سرمستم دگر

توبه یی هرگز نکردم من که نشکستم دگر

ذره خاکم ولی تا جذبه مهرم رسید

آنچنان برخاستم بیخود که ننشستم دگر

دادم از دست آن دو زلف و رشته جانم گسست

آه اگر افتد سر زلف تو در دستم دگر

یک دو روزی غصه دنیا دلم در بند داشت

شکر ساقی میکنم کز غصه وارستم دگر

بخت اگر یاری کند اهلی گلی خواهد شکفت

غنچه دل را که در شاخ گلی بستم دگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲۴سوز دلم باتو گفت حرف نهانی دگر
  2. شمارهٔ ۸۲۵سنبل بگشا بر گل و سروت به خرام آر
  3. شمارهٔ ۸۲۶یا مکن قول بتان گوش و بما خرده مگیر
  4. شمارهٔ ۸۲۷بازآمدی که شمع دل افروزیم دگر
  5. شمارهٔ ۸۲۸ای بچشم جان من حسن تو شورانگیزتر
  6. شمارهٔ ۸۲۹از بهر قتل عاشق دلخسته چشم یار
  7. شمارهٔ ۸۳۰هزار شکر که عالم بکام ماست دگر
  8. شمارهٔ ۸۳۱بیا ای باد و چون مور ضعیفم سوی جانان بر
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.