پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲۵

سنبل بگشا بر گل و سروت به خرام آر

مرغ دل ما را ز عدم باز بدام آر

تا کی بمراد دل خود صبح کنی شام

صبحی بمراد دل ما نیز بشام آر

لب بر لب جامی و مرا جان بلب از غم

جانم بلب خویش بجای لب جام آر

یکبار لب آور که ببوسم بهمه عمر

این باده جانبخش نگویم که مدام آر

با یار جفا پیشه ز فریاد چه حاصل

گو آتش دل هم علم داد ببام آر

ای جان، که بود غیر تو محرم بر جانان؟

برخیز و پیامی ببر و هم تو پیام آر

گو یاد کن از کشته هجران بسلامی

در کلبدش بار دگر جان بسلام آر

اهلی است غلام تو چو شد پیر مرانش

ای تازه جوان رحم بر این پیر غلام آر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲۷بازآمدی که شمع دل افروزیم دگر
  2. شمارهٔ ۸۲۸ای بچشم جان من حسن تو شورانگیزتر
  3. شمارهٔ ۸۲۹از بهر قتل عاشق دلخسته چشم یار
  4. شمارهٔ ۸۳۰هزار شکر که عالم بکام ماست دگر
  5. شمارهٔ ۸۳۱بیا ای باد و چون مور ضعیفم سوی جانان بر
  6. شمارهٔ ۸۳۲مهرم چو میکشد مکش از شیوه های جور
  7. شمارهٔ ۸۳۳ای ز خورشید رخت هر ساعتم سوزی دگر
  8. شمارهٔ ۸۳۴ای همچو گل شکفته و از گل شکفته تر
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.