پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱۷

بچه مهر و چه وفا با تو نشینم دگر

تا به امروز چه دیدیم که بینیم دگر

تو جفا کار شدی ما ز وفا سیر شدیم

تو چنان گشتی و ما نیز چنینیم دگر

جای ما نیست بکوی تو گذشتیم از آن

گر بود خلد برین هم که براینیم دگر

دست کوتاهی از اینگونه که ما رندان راست

جز گل حسرت ازین باغ چه چینیم دگر

صید پابسته شدن تا کی و خواری تا چند؟

خیز اهلی که بیک جا ننشینیم دگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱۹ای به زیبایی و دلجویی ز خوبان خوب‌تر
  2. شمارهٔ ۸۲۰ساقیا مستم لب خود از لب من دور دار
  3. شمارهٔ ۸۲۱شهسوارا، ز من سوخته خرمن مگذر
  4. شمارهٔ ۸۲۲توبه کردم از می و معشوق سرمستم دگر
  5. شمارهٔ ۸۲۳پایه معراج جان خواهی ز دنیا درگذر
  6. شمارهٔ ۸۲۴سوز دلم باتو گفت حرف نهانی دگر
  7. شمارهٔ ۸۲۵سنبل بگشا بر گل و سروت به خرام آر
  8. شمارهٔ ۸۲۶یا مکن قول بتان گوش و بما خرده مگیر
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.