پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱۴

اجل درآمد و بخت از درم نمی‌آید

ز پا فتادم و کس بر سرم نمی‌آید

مگر به خواب ببینم خیال او ورنی

به هیچ شکل در برم نمی‌آید

گر آفتاب شود در کنار من طالع

ز ضعف طالع خود در برم نمی‌آید

چو لاله به که زنم جام عیش به سنگ

که بوی عشرت ازین ساغرم نمی‌آید

حکایت از الف قد یار کن اهلی

که هیچ حرف ازین خوش‌ترم نمی‌آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱۶از بتان دل برکنم گویم مسلمان دگر
  2. شمارهٔ ۸۱۷بچه مهر و چه وفا با تو نشینم دگر
  3. شمارهٔ ۸۱۸چند بود دمبدم چشم تو خونریز تر
  4. شمارهٔ ۸۱۹ای به زیبایی و دلجویی ز خوبان خوب‌تر
  5. شمارهٔ ۸۲۰ساقیا مستم لب خود از لب من دور دار
  6. شمارهٔ ۸۲۱شهسوارا، ز من سوخته خرمن مگذر
  7. شمارهٔ ۸۲۲توبه کردم از می و معشوق سرمستم دگر
  8. شمارهٔ ۸۲۳پایه معراج جان خواهی ز دنیا درگذر
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.