پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰۷

یارم وداع کرد و ز آغوش میرود

نام وداع می برم و هوش میرود

زان خون دل ز دیده روانست کز نظر

آن نورسیده سرو قباپوش میرود

دوش آن نشاط خنده و امروز گریه یی

کز خاطرم نشاط شب دوش میرود

بی دوست دیک سینه غم جوش میزند

وین خون دیده بر رخ از آن دوش میرود

مشکل حکایتی است که رنجد ز ناله یار

وزناله کار عاشق خاموش میرود

ای باد یاد سنبل و گل پیش ما مکن

چون حرف از آن دو زلف و بناگوش میرود

اهلی زجور یار غباری شد و هنوز

دنبال آن سوار قباپوش میرود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰۹گر میل تو جان سوزس عشاق نمی بود
  2. شمارهٔ ۸۱۰ناخوش آن عمر که دور از رخ آن ماه رود
  3. شمارهٔ ۸۱۱شمشاد تو پروای کس از ناز ندارد
  4. شمارهٔ ۸۱۲سرم فدای رهی باد کان سوار آید
  5. شمارهٔ ۸۱۳عیبم مکن که عقل تو از کف زمام داد
  6. شمارهٔ ۸۱۴اجل درآمد و بخت از درم نمی‌آید
  7. شمارهٔ ۸۱۵سرشک شادی وصل از چه جانگداز آمد
  8. شمارهٔ ۸۱۶از بتان دل برکنم گویم مسلمان دگر
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.