پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰۲

این جوانمردی که پیر میفروشان میکند

خرقه پوشانرا مرید درد نوشان میکند

هیچ میدانی که آسوده است در بازار عمر

آنکه نقد وقت صرف میفروشان میکند

هوش زاهد گم شد از دود چراغ مدرسه

برق می روشن چراغ تیز هوشان میکند

گر بسر رفت آب چشم از سوز دل عیبم مکن

کاتش غم همچو دیگم سینه جوشان میکند

خامشی بهتر که گر بلبل هزار افغان کند

گل به رغم او نظر سوی خموشان میکند

عاقلان دانند کز تعریف قارون رند مست

نکته سختی بکار سخت کوشان میکند

از قبای اطلس خسرو چو اهلی فارغم

کان قبا در یوزه از پشمینه پوشان میکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰۴تا کام ماه یکشب از دیدنش برآمد
  2. شمارهٔ ۸۰۵اگر آن پری بعاشق نظر از وصال دارد
  3. شمارهٔ ۸۰۶به تاج عشق سر آدمی عزیز بود
  4. شمارهٔ ۸۰۷یارم وداع کرد و ز آغوش میرود
  5. شمارهٔ ۸۰۸کمال صنع الهی در آن جمال بود
  6. شمارهٔ ۸۰۹گر میل تو جان سوزس عشاق نمی بود
  7. شمارهٔ ۸۱۰ناخوش آن عمر که دور از رخ آن ماه رود
  8. شمارهٔ ۸۱۱شمشاد تو پروای کس از ناز ندارد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.