پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰۰

کس به هجر تو یار کس نشود

روز محنت دوچار کس نشود

یارب ای سرو ناز چون تو کسی

فتنه روزگار کس نوشد

هرکه زار از خزان هجر تو شد

خرم از نو بهار کس نشود

عالمی از غم تو گر میرند

خاطرت غمگسار کس نشود

کار ما بر مراد خاطر تست

بی مراد تو کار کس نشود

خاک باشد غبار و رفت بباد

تا درین راه یار کس نشود

زارتر از تو نیست اهلی کس

هیچکس چون تو زار کس نشود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰۲این جوانمردی که پیر میفروشان میکند
  2. شمارهٔ ۸۰۳هرکه را از چشم تر اشکی به دامن می‌چکد
  3. شمارهٔ ۸۰۴تا کام ماه یکشب از دیدنش برآمد
  4. شمارهٔ ۸۰۵اگر آن پری بعاشق نظر از وصال دارد
  5. شمارهٔ ۸۰۶به تاج عشق سر آدمی عزیز بود
  6. شمارهٔ ۸۰۷یارم وداع کرد و ز آغوش میرود
  7. شمارهٔ ۸۰۸کمال صنع الهی در آن جمال بود
  8. شمارهٔ ۸۰۹گر میل تو جان سوزس عشاق نمی بود
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.