پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۸۴

لعل او از خون عاشق می بکام خود کشد

آه از آنروز که عاشق انتقام خود کشد

بد مگو محمود را گر می کشد جور ایاز

شاه اگر عاشق شود ناز غلام خود کشد

هرکجا ذکر قدت ای سرو شیرین بگذرد

نیشکر آنجا قلم بر حرف نام خود کشد

کی کشد ای باغبان از سرو عاشق بار ناز

ور کشد باری ز سرو خوشخرام خود کشد

رو متاب از منکه شست زلف او صیاد وار

دل بقلاب محبت سوی دام خود کشد

کام عاشق گنج وصل و تار زلفش اژدهاست

ترسم آخر اژدها ما را بکام خود کشد

همچو عیسی جان دهد اهلی کلامش مژده را

نام جانبخشت چو در سلک کلام خود کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸۶خیال آن لب می جان ناتوان سوزد
  2. شمارهٔ ۷۸۷آن سرو اگر از چشم من در چشم دشمن می‌شود
  3. شمارهٔ ۷۸۸گذر ز حسن خوش این بت پرست پیر ندارد
  4. شمارهٔ ۷۸۹دل خورد غم که چرا مرده صفت خاک شود
  5. شمارهٔ ۷۹۰گر من از درد تو مردم هرگزت دردی مباد
  6. شمارهٔ ۷۹۱کیست کو خاک ز بیداد تو بر سر نکند
  7. شمارهٔ ۷۹۲بتر ز محنت هجر ای پسر چه خواهد بود
  8. شمارهٔ ۷۹۳شب همچو شمع آتش آهم زبانه زد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.