پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۸۰

رخ او را دهان شکرافشانی چنین باید

چنان خوان ملامت را نمکدانی چنین باید

به آب چشمه خورشید عیسی پرورد جان را

نثار مقدمت گر جان سزد جانی چنین باید

ز خوبی می‌کند رویت سواد دیده‌ام روشن

چراغ خلوتم شمع شبستانی چنین باید

خوشم با عشق پنهانی که داری با خراب خود

دل ویران ما را گنج پنهانی چنین باید

ترا دل می‌پرستد گرچه در دین می‌زنی آتش

چنان کافر دلی را نامسلمانی چنین باید

شهیدان ترا باید فضای عرش جولانگه

برای کشتگان عشق میدانی چنین باید

گلستان بهشتی در جهان زان روی شد ظاهر

که مرغی همچو اهلی را گلستانی چنین باید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸۲آن نوجوان ز جور پشیمان نمیشود
  2. شمارهٔ ۷۸۳با قد چون نیشکر آن سبز شیرین بنگرید
  3. شمارهٔ ۷۸۴لعل او از خون عاشق می بکام خود کشد
  4. شمارهٔ ۷۸۵چند آن می لب عاشق مخمور ببیند
  5. شمارهٔ ۷۸۶خیال آن لب می جان ناتوان سوزد
  6. شمارهٔ ۷۸۷آن سرو اگر از چشم من در چشم دشمن می‌شود
  7. شمارهٔ ۷۸۸گذر ز حسن خوش این بت پرست پیر ندارد
  8. شمارهٔ ۷۸۹دل خورد غم که چرا مرده صفت خاک شود
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.