پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۶۷

یاران همه مست و خبر از خویش ندارند

پروای خمار من درویش ندارند

جان کندن فرهاد چه دانند که چون است

آنها که چو من کوه غمی پیش ندارند

درد دل خود با که بگوییم که یاران

با ما بجز از سرزنشی بیش ندارند

یوسف نکند یاد ز یعقوب که خوبان

بیگانه نهادند و غم خویش ندارند

حق نمک خنده شیرین نشناسند

کافر نمکانی که دل ریش ندارند

با نوش لبان خرمگسانند رقیبان

اهلی مطلب نوش که جز نیش ندارند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۶۹یک سخن گفت آن لب و جان شهیدان تازه کرد
  2. شمارهٔ ۷۷۰دی نظر دیده بر آن نعل سم توسن کرد
  3. شمارهٔ ۷۷۱هیچم ز گریه قدر برین خاک کو نماند
  4. شمارهٔ ۷۷۲بر من خسته رقیبان چو گذر می آرند
  5. شمارهٔ ۷۷۳داغت خبر ز سوز من دل فکار کرد
  6. شمارهٔ ۷۷۴کس زنده کی از هجر تو ای عهد گسل ماند
  7. شمارهٔ ۷۷۵گرچه ارباب خرد طایفه یی پرهنرند
  8. شمارهٔ ۷۷۶گه بصلحند این بتان گه رسم جنگی مینهند
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.