پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۵۶

نفی خوبان کردم از خاطر که بار خاطرند

تا زخود غایب شدم دیدم که در دل حاضرند

از فریب مردم چشم بتان ایمن مباش

کاین سیه دل مردمان هم کافر و هم ساحرند

جز سر تسلیم در پای بتان نتوان نهاد

چون بکشتن حاکم و برزنده کردن قادرند

صبر بی شیرین لبان تلخ است اما چاره نیست

دردمندان بلا خواهی نخواهی صابرند

پیش ما نادیده زاهد وصف حورعین مکن

گرچه پنهانند از چشم تو بر ما ظاهرند

اهلی از هجر پری رویان نشاید ناله کرد

هر کجا هستند بر حال دل ما ناظرند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵۸جایی که فلک پیش بتان پشت دوتا کرد
  2. شمارهٔ ۷۵۹به مهر او اثرم جز دریغ و درد نماند
  3. شمارهٔ ۷۶۰در جان و دل بیک نگه آن شوخ راه کرد
  4. شمارهٔ ۷۶۱رخ تو داغ کهن تازه از ملاحت کرد
  5. شمارهٔ ۷۶۲سبز لیلی وش من آنکه مرا مجنون کرد
  6. شمارهٔ ۷۶۳دی که آن کان نمک خنده بر این مجنون کرد
  7. شمارهٔ ۷۶۴عاشقان گردم گرم از دل غمناک زنند
  8. شمارهٔ ۷۶۵پیش اغیار آن پریرخ تا دو سنبل شانه کرد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.