پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۵۰

گر کاکلی بتان بسر خود رها کنند

صاحبدلان تفرج صنع خدا کنند

پر دل منه بوعده خوبان که این گروه

از صد هزار وعده یکی را وفا کنند

آن به که پیش دوست نگویند حال من

ترسم حکایتم بشکایت ادا کنند

زان زنده است شمع که میرد بپای دوست

گر سر کشی سرش از تن جدا کنند

حاجت بکعبه رفتن و حج قبول نیست

گر حاجت شکسته دلی را روا کنند

من آن کنم که دوست پسندد نه دشمنان

خواهی کنند غیبت و خواهی ثنا کنند

اهلی صبور باش درین کوره گداز

مس پاره وجود ترا کیمیا کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵۲خوبان اگرچه در پی دلهای خسته اند
  2. شمارهٔ ۷۵۳روزی که قدسیان گل آدم سرشته اند
  3. شمارهٔ ۷۵۴مرا بکوی تو شوق از در نیاز آورد
  4. شمارهٔ ۷۵۵سرو قدان که دل از عاشق محتاج برند
  5. شمارهٔ ۷۵۶نفی خوبان کردم از خاطر که بار خاطرند
  6. شمارهٔ ۷۵۷بکوی دوست که از ما پیام خواهد برد؟
  7. شمارهٔ ۷۵۸جایی که فلک پیش بتان پشت دوتا کرد
  8. شمارهٔ ۷۵۹به مهر او اثرم جز دریغ و درد نماند
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.