پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴۰

مپرس یوسف من کز تو گلرخان چونند

چو گل بریده کف از رشک و غرقه در خونند

فتاده سلسله مو بپای مهرویان

کنایتی است که بهر تو جمله مجنونند

از آن حساب نپرسند از شهیدانت

که گر حساب کنند از حساب بیرونند

بهانه جام شراب است ورنه سرمستان

خراب نرگس ساقی و لعل میگونند

غمین مبین دل ناشاد عاشقان اهلی

که محض دل خوشی اند آنزمان که محزونند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴۲مست رفتی و ز شوقت جگرم چاک بماند
  2. شمارهٔ ۷۴۳عاشقان ره بسر گنج الهی دارند
  3. شمارهٔ ۷۴۴وه که این شیرین‌غزالان بازی ما می‌دهند
  4. شمارهٔ ۷۴۵گرچه بر فرهاد شیرین جور بی اندازه کرد
  5. شمارهٔ ۷۴۶نتوان بر ساقی سخن از توبه عیان کرد
  6. شمارهٔ ۷۴۷چون لاله جهانی بغمت غرقه بخونند
  7. شمارهٔ ۷۴۸سرو من تا چو مه از خانه زین گشت بلند
  8. شمارهٔ ۷۴۹خوبان که فرق تاقدم از جان سرشته اند
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.